قاضى ابرقوه
593
سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي )
عليه السّلام ، كه زينب دختر پيغمبر ، عليه السّلام ، در خانهء وى بود . * و اين أبو العاص هنوز به اسلام نيامده بود و با قريش در بدر بود از جهت جنگ با مسلمانان ، و او را نيز أسير كردند و از جملهء مشاهير [ 1 ] قريش بود و مردى بازرگان بود و به أمانت و كفايت معروف بود در ميان قوم ، چنان كه اعتماد أهل مكّه را به وى بود و مالها جمله به وى سپردندى . و سبب تزويج وى با زينب آن بود كه أبو العاص خواهرزادهء خديجه بود ، رضى اللّه عنها ، و خديجه او را بجاى فرزندى داشتى ، و خديجه از سيّد ، عليه السّلام ، التماس كرده بود كه زينب به وى دهد ، و سيّد ، عليه السّلام ، در هيچ باب مخالفت خديجه ، رضى اللّه عنها ، نكردى ، و چون او التماس اين بكرد ، پيغمبر ، عليه السّلام ، مبذول بداشت و نكاح به وى باز كرد ، و زينب را به أبو العاص داد و اين پيشتر از وحى بود . و پيغمبر ، عليه السّلام ، در آن وقت دخترى ديگر داشت كه نام وى رقيّه بود و نكاح كرده بود و به پسر أبو لهب داده بود . پس چون وحى آمد ، خديجه و دختران ايمان آوردند ، و أبو العاص و عتبه پسر أبو لهب ايمان نياوردند و هم بر كفر مىبودند ، و چون سيّد ، عليه السّلام ، آغاز دعوت كرد و مردم را به راه حقّ مىخواند ، ايشان ، يعنى قريش ، بعداوت و مخالفت وى بيرون آمدند [ 2 ] و مكايد بسيار از هر نوع پيش گرفتند ، و بهر طريق مىكوشيدند [ 3 ] تا وهنى در كار وى آورند يا تفرقهاى از ان خاطر وى بدست آورند . و يك روز بنشستند و با همديگر مشورت كردند و گفتند كه : محمّد از كار دختران خود فارغ شده است و او را كارى نيست كه بدان مشغول شود ، تا لا جرم اين دعوت و دعوتگرى پيش گرفته است و ما را پيوسته مىرنجاند . اكنون طريقى مىبايد ساختن كه اين دختران وى باز گردن وى افگنيم ، تا وى را از مشغلهء ايشان
--> [ ( 1 - ) ] روا : مهتران . [ ( 2 - ) ] در اصل : نيامدند ، و بر طبق روا و ط و پا ضبط شد . [ ( 3 - ) ] در اصل : كه مىكوشيدند ، و از روا و ط و پا متابعت شد .